[ad_1]

به نقل از بهداشت نیوز آموزش مسائل دینی و ارزشی به بچه ها و آموزش مسائل دینی مربوط به ائمه اطهار (ع) به اختصاصی نوشته انتظار فرج و نیمه شعبان می بایست از سنین اولیه کودکی به بچه ها آموزش داده نشود منتها در برخی سنین به علت این که تا این مدت ساختار ذهن به مرحله استدلال عقلی نرسیده بچه ها نمی توانند زیاد چیزها را فهمیدن کنند با این حال نباید دست از آموزش برداشت بلکه می باید از راه های فرد دیگر آموزش صحیح به بچه ها داده بشود.

در ربط با آموزش های مناسب و کاربردی انتظار فرج امام زمان (عج) به مناسبت نیمه شعبان با حجت الاسلام محمدصادق کفیل رییس مرکز تخصصی صحیفه سجادیه او گفت و گو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

*جناب کفیل در ربط با مفاهیم مربوط به نیمه شعبان و انتظار فرج امام زمان(عج) زیاد از خانواده ها سوالشان این است که چطور می توان به بچه ها این مفاهیم مذهبی را آموزش داد که در سنین گوناگون هم یاد بگیرند و برایشان درونی سازی بشود؟

به اصل نوشته اگر بخواهم بپردازم باید بگویم که یک قدم گفتن نمود های محبت امام زمان (عج) است، انسان نسبت به هر موضوعی علاقه داشته باشد به سمت آن حرکت می کند و نسبت به آن دغدغه اشکار می کند، قدم اولی که باید برداریم نمود های محبت امام را باید برای فرزندان بگوییم، این که «امام عاشق اوست»، »امام دوست دار او است» و «بیشتر از همه به او علاقه دارد».

محبت را روی دو محور باید کار کرد؛ یکی الان که در دوران غیبت هستیم ، هیچ کس به اندازه امام زمان(عج) انسان را دوست ندارد، این را بعضی اوقات با نمادهایی هم می بشود، تعریف کرد. برخی شیوه شان این بوده که برای بچه ها هدیه هایشان را روز جمعه می خریدند، یا برای مثال روز جمعه بچه ها را تشویق می کردند و به تفریح می بردند.

در طول هفته و سال، زمان‌هایی است که متعلق به امام زمان (عج) است، برای مثالً شب و روز جمعه، نیمه‌شعبان. با یادآوری این ایام و  اذکار و ادعیه‌ای که وجود دارد، کم‌کم بچه ها با این مفاهیم  آشنا خواهد شد؛ همانند خواندن و شرکت در مراسم دعای سمات ندبه و آل‌یاسین.

 

بهرحال پدرها اکثرا روزهای جمعه منزل می باشند و این روز هم منتسب به آقا امام عصر(عج) است ، بچه می بایست این روز با با محبت، صمیمت و انس حس کند و این حس مقدمه ربط در خانواده و ربط با اما می بشود، یعنی عملا بچه ها عاشق روز جمعه می شوند نه فقط برای تعطیل بودن آن بلکه برای این که روز امام عصر(عج) است.

بعد ما باید بیاییم حب را در دستور کارمان قرار دهیم، محور آن هم روز جمعه یا برای مثال شب چهارشنبه که منسوب امام عصر و جمکران است. این اتفاق هم با منفعت گیری از نمادها، روزهای خاص همانند همین جمعه و چهارشنبه و مناسبت های مهدوی همانند نیمه شعبان برای انس و ربط زیاد تر حاصل می بشود.

*بعد اول باید خود پدر و مادر امام وقتی باشند…

دقیقا فرزندان باید حس کنند که پدر و مادرشان امام وقتی می باشند و برای امام حبشان به فرزندانشان هم زیاد تر است. خود بچه در این صورت عاشق امام می بشود و می داند که امام بیشتر از هر فردی او را دوست دارد. این شامل آموزش های دوران غیبت است.

برای مثالً با زبان کودک خردسال که مفهوم خوبی و بد را می‌فهمد،  پدر و مادر می توانند بگویند که آقا و امامی هست می‌آید و کاری می‌کند که همه کار خوب بکنند و فردی بدی انجام ندهد. همه هر چه می‌خواهند در دسترس شان می بشود. به این صورت هر چه بچه بزرگ‌تر می‌بشود و مفهوم و مصادیق خوبی و بد را فهمیدن می‌کند و با  آموخته‌های قبلی به این نتیجه می‌رسد قرار است آقایی مهربان بیاید و به همه مردم خوبی و صلح را هدیه بدهد.

یا برای مثال فهمید کردن کودک به مکانی همانند مسجد مقدس جمکران و وجود در آن مسجد و توضیح این که اینجا چیست و چه کاربردی دارد و منتسب به چه فردی است یا خریدن کتاب شعر و قصه برایش درمورد جمکران به شکل غیر مستقیم او را علاقه مند به امام می کند. این چنین آموزش دعای سلامتی امام زمان (عج) به کودکان و جایزه دادن نگه داری کردن آن نیز نشاط و حس خوب را به بچه ها منتقل می کند.


*در عرصه مفاهیم ظهور برایمان زیاد تر توضیح دهید که شفاف چطور می توان به بچه ها آن را آموزش داد؟

بله یقیناً برای دوران ظهور باید یادمان باشد که فرزندان عاشق این دوران باید باشند چون از کودکی حب امام در دلشان می رود و او را دوست دارند اما نباید از ظهور بترسند و ظهور را مساوی قتل و کشتار بدانند. ما باید فرزندمان به گونه ای پرورش بشود که عاشق ظهور باشد و دائم سوالش از ما این باشد که من برای ظهور امام باید چه کار کنم، من چه کار کنم که امام سریعتر ظهور کند، دلم برای ظهور تنگ شده است. یعنی همه زیبایی ها را ظهور و اغاز طراوت و شادابی بداند ، هم عاشق امام دوران غیبت و هم عاشق ظهور امام بشود.

کاری که اینجا باید انجام دهیم از زیبایی های ظهور دائم سخن بگویید کنیم، ما متاسفانه از ظهور ترسیدیم و بچه ها را هم ترساندیم. حتی ما بعضی اوقات بستری فراهم می کنیم که بچه اگر اشتباهی انجام دهد ، به او می گوییم «امام زمان(عج)  دیگر تو را دوست ندارد». واژه دوست نداشتن امام زمان(عج)  و غمگین شدن امام زمان(عج) را نباید به کار ببریم.

*بعد این مثبت بودن و عدم منفی گرایی در ذهنیت کودک نسبت به امام زیاد نقش دارد؟

بله ما همیشه منفعت گیری مان از ابعاد امام زمان در قسمت های مثبت زندگی باید باشد، نه این که بچه را بترسانیم و در او گفت وگوها از آن منفعت گیری کنیم این که تو الان این کار را کردی، امام دیگر دوستت ندارد، این یعنی منفی نگری درحالیکه باید مثبت باشیم و بگوییم تو به پدرت احترام می گذاری و در خانه پشتیبانی می کنی، امام زمان تو را دوست دارد و از تو خوشش می اید و از تو راضی است. بعد پیوند با امام باید مثبت و با ادبیات مثبت باشد.

در یک او گفت و گو دیگر تربیتی باید به هویت دقت کنیم . در مرحله های رشد همه با بحران های مختلفی روبه رو می باشند. بحران اول ، هویت است یعنی دیده نشدن و برنامه ریزی برای دیده شدن در موضوعات گوناگون، این بحران به نوجوانی و جوانی می رسد و در واقع یک بحران جدی و مجازی است. الان در هر شغل ببینید هر فردی امکان پذیر بگوید که رییسش فلان سخن را زد و غمگین شده است ، مدام افراد گرفته و کسل می باشند.

اگر دعای ندبه، عهد و آل یاسین می رویم و در جلسات مهدوی شرکت می کنیم، بچه ها را هم همراه ببریم و در کنارش خودمان هم امام وقتی زندگی کنیم

ما بعضی اوقات «یا صاحب الزمان(عج) »، «یابن الحسن» و یا «بقیه الله(عج)» می گوییم و یک پیوند صوری با امام عصر(عج)  داریم اما از امام کسب هویت نمی کنیم این زیاد مهم است که ما مدام ندبه، عهد و آل یاسین می خوانیم و جلسات مهدوی شرکت می کنیم، اما هنگامی به ما می گویند که چه هستیم، مدام می گوییم که من عمرم تکرار شده، به جایی و مقامی نرسیدم، این باید برای ما حل بشود که بدانیم مقصد از خلقت ما عرصه سازی ظهور امام و فرج او و آینده تاریخ را رقم زدن، است.

*این را برایمان شفاف تر توضیح دهید کسب هویت از امام به چه معناست و چطور می توان به این مفهوم را به بچه ها یاد داد؟

ببینید ما مدام شرایط شغلی و زندگی خود را با مدیر و مدیران بالاتر از خود قیاس می کنیم، ناخشنود هستیم و می گوییم به اهدافمان نرسیدیم اما نمی دانیم که هویت ما در واقع تاریخ سازی برای ظهور حضرت است نه جای مدیر بالاتر از خود را گرفتن و رضایت داشتن. کسب هویت مجازی دائم ما را دچار بحران می کند، در صورتی که اگر هویت ما به سمت حقیقی بودن برود، یعنی از امام‌مان کسب هویت کنیم همانطور که حضرت عیسی(ع) در گهواره خود را عبدالله دانست، در زندگی رضایت بیشتری داریم و شادتر هم هستیم.

به این علت از بچگی در نظام تربیتی باید برای بچه تبیین کنیم که ما شیعه و محب هستیم و امام ، ولی و صاحب داریم و چشم به راه هستیم، این ادبیات باید زیاد خوب تبیین بشود و مدام برای بچه ها تکرار بشود، این که ما پناه و ملجآ داریم و آیات قرآن هم مدام همین را می گوید تا حس افتو کاستی نکنیم.

نظام تربیتی ما در منزل باید به گونه ای اهل بیتی و امام زمنای باشد که بچه به این ادبیات و عمل ما یاد بگیرند و حس کمبود  و کاستی نداشته باشد

الان زیاد پدر و مادرها هیئت و روضه می روال اما مدام هم می گویند که به جایی نرسیدند، بچه هم اینها را می بیند و این حس به او دست می دهد که بعد امام حسین(ع) ما را به جایی نمی رساند. ما هنگامی در خانه دائما حس افتداشته باشیم فرزندمان هم می گوید که ولایت، تشیع و امامت ما را به جایی نمی رساند. یک مادر خانه باید دائم با نشاط ، شاداب و با انرژی مثبت باشد و مدام بگوید که خدا را شاکرم که من امام ، یابن الحسن را دارم و از او کسب هویت می کنم ، هنگامی پدر هم اینطور باشد، فرزند هم کسب هویت از امامش می کند.

بهرحال پرورش عملی همین است که انسان ساز و رشددهنده می بشود، این که مدام مادر به بچه می گوید:« عزیزم امام وقتی باش» خودش هم باید همینطور باشد.


 امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند که امید عامل تحول است، یعنی انرژی دادن برای تحول کردن. اگر فردی امید داشته باشد، امیدش در عملش نمایان است . امید ناموافق یاس و ناامیدی است که یاس هم مقدمه عزلت و کناره گیری است.

*مفهوم امید را چطور می توان در او گفت و گو انتظار به بچه ها یاد داد این که بعضی اوقات بچه ها می پرسند بعد کی امام ظهور می کند، بی صبر می باشند در این رابطه  و چطور این صبر و امید را می توان به آنها یاد داد؟​

ما تلاش کنیم برای بچه ها شب ها یک داستان معنوی  بخوانیم، در همان قسمت اول که سخن بگویید کردم هم اشاره کردم که می توانیم هر شب برای بچه ها یک شعر مهدوی بخوانیم تا با یاد امام بچه بخوابد، اشعار را نگه داری کند و همین روحیه علتبشود که بفهمد این او است که می تواند با محبت، کسب هویت و امید به حرکت و پویایی برسد. بگوییم که این تو هستی که می توانی هم محبت ، هم هویت و هم امید که هر یک عامل حرکت و پویایی است، را کسب کنی.

تلاش کنیم برای بچه ها هر شب یک داستان معنوی یا یک شعر مهدوی بخوانیم به طوریکه بچه با یاد امام (عج)  بخوابد

اگر بچه جایی کوتاهی و اشتباهی داشت، او را تخریب نکنیم چرا که تخریب عامل عزلت ، کناره گیری و جدایی او می بشود. یعنی راه تحول، تخریب و قیاس نیست، راه تحول، روحیه دادن است. اگر فرزندمان اشتباهی کرد، اول خوبی های او را بگوییم و سپس هم به او بگوییم که برای مثال این کار و این نادرست به تو نمی آمد. این درمورد دیگر اعضای خانواده هم وجود دارد.

برای مثال به بچه بگوییم تو که خوبی، خوش اخلاقی و مهربانی، نمی دانم چرا فلان جا این جمله را گفتی؟ در همه جا انسان با همه آدم ها باید با انرژی مثبت برخورد کند، انسان امام وقتی(عج)  مدلش اینطور است و می بایست به جای تخریب ، اول نکات مثبت او را نقل کرد و سپس ایرادش را فرمود.

[ad_2]

منبع