حافظه حسی ón، کارکرد و انواع آن در روانشناسی, حافظه حسی نوعی حافظه بسیار کوتاهمدت است که اطلاعات دریافتی از پنج حاس بهصورت موقت نگهداری میشود. این حافظه به در پردازش حسی عمل میکند و اجازه میدهد تاัดه اطلاعات حسی برای پردازش بیشتر به حافظههای فراگیر منتقل شود. در ادامه به تفصیل ویژگیها، انواع و مثالهای حافظه حسی میپردازیم.
تعریف حافظه حسی حافظه حسی به ذخیره موقت اطلاعات حسی اشاره دارد که بهوسیله چشم، گوش، بوی، לזانس و_ میگیرد. اطلاعات در این حافظه فقط به مدت یک تا چند ثانیه ü میمانند و سپس به سرعت محو میشوند. این به से میدهد تا فقط اطلاعات مرتبط برای پردازش عمیقتر انتخاب شوند. انواع حافظه حسی حافظه حسی بر اساس نوع حاس به سه دسته اصلی تقسیم میشود ۱.
حافظه نمادین (حافظه دیداری) این نوع حافظه اطلاعات بصری را به صورت تصویر نیمهثانیهای نگهداری میکند. مدت زمان حفظ آن تقریباً ۲۵۰۵۰۰ میلی ثانیه است و است که و شیء مشهود ثابت باشند تا تصویر بهوضوح ذخیره شود. ۲. حافظه پژواک (حافظه شنیداری) حافظه پژواک صدای شنیده شده را به مدت ۳۴ ثانیه ذخیره میکند. این éè میکند که فرد بتواند دنبالهای از کلمات یا صداها را بهوضوح ببینید، حتی پس از قطع صدا. ۳.
های اطلاعات را دریافت میکنند. حافظه حسی این را به شکل یک عکس سریع تبدیل میکند و اجازه میدهد م فقط بر روی اطلاعات مهم تمرکز کند و بقیه را تجنیب کند.
این فرایند بهطور خودکار و بدون آگاهی است. ویژگیهای حافظه حسی حافظه حسی اطلاعات بسیار جامد و جزئی را در اختیار قرار میدهد. زمان ذخیرهسازی آن بسیار محدود است و به جدیدی بدل میشود. هر نوع حاس فقط اطلاعات مرتبط با خود را ذخیره میکند (نمادین برای بصر، پژواک برای سمع و لمسی ). مثالهای حافظه حسی در زندگی روزمره پس از خاموش کردن چراغ، هنوز نور برای لحظاتی در ذهن میمیانَد.
صدای بوق ماشین یا نوازندگی ساز را حتی بعد از قطع میشنویم. احساس جنس یا دما را پس ازละ میتوانیم احساس کنیم. آزمایش اسپرلینگ و نتایج آن در دهه ۱۹۶۰، جورج اسپرلینگ با نمایش حروف بر صفحه و استفاده از سیگنالهای صوتی، نشان داد که حافظه بصری فقط تا زمانی که سیگنال صوتی پخش میشود، اطلاعات را نگه میدارد. پس از آن، اطلاعات به حافظه شنیداری سپرده میشود و امکان بازخوانی حروف بصری کاهش مییابد.
این آزمایش مکانیزم انتقال اطلاعات بین انواع حافظه حسی را تأیید کرد. نتیجهگیری حافظه حسی بهعنوان دروازهای برای ورود اطلاعات حسی به عصبی عمل میکند. درک mé آن به ما کمک میکند تا بفهمیم چگونه توجه، ادراک و یادگیری در ی شکل میگیرند. اگر شما تجربه یا نظری در این زمینه دارید، خوشحال میشویم در کامنتها بخوانیم.


