[ad_1]

حافظه حسی نوعی حافظه مختصر‌زمان است که به‌وسیله حواس پنج‌گانه اطلاعات بسیاری درمورد محرک‌های حسی ثبت می‌کند. در این مقاله درمورد انواع این نوع حافظه، ویژگی‌ها و مثالهای هرکدام می‌گوییم و درنهایت آزمایش معروف اسپرلینگ را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

حافظه حسی چیست؟

حافظه حسی یعنی ذخیره مختصر‌زمان اطلاعات به‌دست‌آمده از حواس گوناگون. اطلاعات زمان کوتاهی در این نوع حافظه ثبت خواهد شد تا بعد از آخر محرک‌های حسی، پردازش اطلاعات مقدور باشد. این حافظه به شما امکان می‌دهد که برداشت‌های مختصری از اطلاعات را نگه داری کنید تا بتوانید جهان اطراف خود را بهتر بشناسید و با آن تعامل داشته باشید. در برخی موارد امکان پذیر این اطلاعات به حافظه مختصر‌زمان منتقل شوند، اما زیاد تر اوقات به‌شدت محو خواهد شد. گرچه این نوع حافظه حافظه‌ای مختصر‌زمان است، اثرگذاری بسیار‌ای دارد.

انواع حافظه حسی

بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه حواس پنج‌گانه‌ای می باشند که به شما پشتیبانی می‌کنند دنیای اطرافتان را پردازش کنید. محققان زیاد تر ۳ جنبه مهم این حواس را بازدید و بر این مبنا حافظه حسی را به ۳ دسته تقسیم کرده‌اند.

۱. حافظه نمادین

این نوع حافظه که حافظه دیداری هم نامیده می‌بشود، شامل تصویری زیاد مختصر است. حافظه نمادین طبق معمول نزدیک به یک‌چهارم تا یک‌دوم ثانیه طول می‌کشد. محققان پژوهش‌های بسیاری درمورد این نوع حافظه انجام داده‌اند و دریافته‌اند که چشم‌ها نمی توانند اجسام متحرک را به حافظه دیداری منتقل کنند. این یعنی برای این که حافظه دیداری به‌خوبی کار کند، باید شما و جسمی که مشاهده‌اش می‌کنید ثابت باشید.

۲. حافظه پژواک

این نوع حافظه که حافظه شنیداری هم نامیده می‌بشود، شامل حافظه‌ای زیاد مختصر از صدایی همانند به اکوست. حافظه پژواک ۳ تا ۴ ثانیه باقی می‌ماند. مثالای از این حافظه گوش‌دادن به صدای مرور فهرست و یادآوری آنهاست. حافظه شنیداری و دیداری تفاوت‌های جالبی دارند. بر پایه پژوهش‌ها، از نظر حافظه حسی شنوایی، هنگامی فرد فهرستی از موارد گوناگون را می‌شنود، طبق معمول اولین و آخرین کلمات شنیده‌شده را زیاد تر برای می‌آورد، اما حافظه دیداری این‌طور نیست و اگر فرد فهرستی از موارد گوناگون را ببیند، به‌گمان زیاد فقط اولین موارد را برای می‌آورد.

۳. حافظه لمسی

این حافظه شامل اطلاعاتی است که از طریق لمس محرک به دست می‌آیند و تقریبا ۲ ثانیه دوام دارد.

حافظه حسی چطور کار می‌کند؟

در هر لحظه از زندگی، حواس شما دائما درمورد چیزهایی که می‌بینید، می‌شنوید، می‌بویید، می‌چشید و حس می‌کنید اطلاعات بسیاری دریافت می‌کنند. گرچه امکان پذیر اینها اطلاعات مهمی باشند، هیچ راهی برای به‌خاطرسپردن همه جزئیاتی که در لحظه توانایی می‌کنید، وجود ندارد.

حافظه حسی چیزی همانند «عکس سریع» از دنیای اطرافتان تشکیل می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که توجهتان را روی جزئیات مرتبط متمرکز کنید. گرچه این نوع حافظه زیاد سریع محو می‌بشود، به ما اجازه می‌دهد خلاصه‌وار تصوری از محرک حسی نگه داری کنیم و سپس جزئیات مهم را به مرحله بعدی حافظه منتقل کنیم که به حافظه مختصر‌زمان معروف است.

ویژگی‌های حافظه حسی

حافظه حسی نوعی فرایند خودکار و ناخودآگاه است که:

  • اطلاعات ذخیره‌شده در آن شامل جزئیات بسیاری است.
  • از نظر زمان‌زمان و ظرفیت محدود است. زمان مقداری طول می‌کشد و بلافاصله با اطلاعات تازه جانشین می‌بشود.
  • مخصوص حالت حسی خاص است، برای مثال حافظه پژواک فقط اطلاعات شنیداری، حافظه نمادین فقط اطلاعات بصری و حافظه لمسی فقط اطلاعات لمسی را ذخیره می‌کند.

مثالهایی از حافظه حسی

  • حافظه نمادین شامل موقعیت‌هایی است که بعد از ازبین‌رفتن محرک حسی، هم چنان تصویری در ذهنتان دارید. همانند این که بعد از خاموش‌کردن چراغ‌قوه، هم چنان عکس مختصری از نور در حافظه شما وجود دارد.
  • مثالای از حافظه پژواک می‌تواند خاطره مختصر صدای بوق ماشین یا صدای ساز باشد، حتی بعد از قطع‌شدن صدا.
  • مثالهای دیگر هم شامل خاطره مختصر چیزی است که لمسش کرده‌اید.

در هر نمونه، حافظه مختصر‌زمان به شما امکان می‌دهد محرک حسی را تشخیص دهید و پردازش کنید.

آزمایش‌های اسپرلینگ درمورد حافظه حسی

جورج اسپرلینگ روان‌شناسی است که اولین بار در دهه ۱۹۶۰ زمان‌زمان حافظه حسی را آزمایش کرد. در این آزمایش، شرکت‌کنندگان به صفحه‌ای خیره شدند و ردیف‌هایی از حروف انگلیسی به‌زمان چند ثانیه به نمایش درآمدند و سپس محو شدند. بلافاصله بعد از محوشدن حروف، شرکت‌کنندگان هر تعداد حروف را که می‌توانستند برای بیاورند، تکرار کردند. گرچه زیاد تر شرکت‌کنندگان فقط می‌توانستند ۴ یا ۵ سخن را به یاد بیاورند، تعداد بسیاری از آنها اعتقاد دارند بودند که همه حروف را دیده‌اند و فقط آنها را یادشان نمانده است.

اسپرلینگ با الهام از این آزمایش، نسخه‌ای متفاوت از آن را تکرار کرد. ۳ ردیف حروف که هرکدام شامل ۴ سخن بودند به‌زمان چند ثانیه به شرکت‌کنندگان نشان داده شدند، اما بلافاصله بعد از محوشدن حروف، صداهایی با تن بلند، متوسط و کم پخش شدند. افرادی که صدای بلند را شنیده بودند، حروف ردیف بالا، افرادی که صدای متوسط را شنیده بودند، حروف ردیف میانی و افرادی که صدای کم را شنیده بودند، حروف ردیف پایین را تکرار کردند.

اسپرلینگ دریافت که هرچه فاصله وقتی محوشدن حروف و پخش صدا افزایش یابد، دقت به‌خاطرآوردن حروف افت می‌یابد. در حقیقت حافظه بصری بعد از پخش صدا جای خود را به حافظه شنیداری داده می بود و این به‌یادآوردن حروفی را که در حافظه بصری ذخیره شده بودند، غیرممکن می‌کرد.

شما بگویید

نظر شما درمورد این نوع از حافظه چیست؟ لطفا نظرات و ازمایش ها ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان به اشتراک بگذارید.

[ad_2]

منبع