[ad_1]
انسان ذاتا موجودی اجتماعی و خواهان برقراری ربط با دیگران است. اهمیتدادن به افکار دیگران نیز بخشی از تمایل ذاتی ما به تشکیل و نگه داری ربط صمیمانه است. یقیناً اهمیتدادن بیشتر از حد به افکار دیگران به قیمت سلامت روانمان همه میبشود، بعد باید بدانیم چطور جلوی آن را بگیریم تا در باتلاق «جلب رضایت همه آدمها به هر قیمتی» فرو نرویم. همراه ما باشید تا چند راهکار عالی برای اهمیتندادن به فکر دیگران را با هم مرور کنیم.
چرا به فکر دیگران اهمیت میدهیم؟
هزاران سال پیش، نیاکان ما زندگی گروهی و اجتماعی داشتند. شکارکردنشان، کارکردنشان و مراقبتکردنشان در کنار هم می بود و طردشدن از گروه مرگ آنان را در پی داشت. امروزه اگرچه تعداد لایکهای آخرین پستمان ربطی به مرگ و زندگی ما ندارد، شگفت علتنگرانی ما میبشود که از همین «نیازِ پذیرفتهشدن» گذشتگانمان نشئت میگیرد.
در دورانی که ما زندگی میکنیم، شبکههای اجتماعی تأثیر بسیاری بر ما دارند و تعداد لایکها و جستوجوکنندهها مستقیما بر حس ارزشمندی افراد تاثییر میگذارند. تلاش بیشتر از حد برای جلب رضایت دیگران و اهمیتدادن به افکار آنها احتمالا ناشی از صدمههای دوران کودکی، اضطراب اجتماعی زیاد یا مطمعنبهنفس کم افراد باشد.
این اهمیتدادن سودمند است یا زیان اور؟
صرف زمان و انرژی بیشتر از حد برای افکار دیگران به سلامت روان صدمه میزند و ما را داخل دور باطلی از ناامنی و صدمهپذیری میکند. از طرفی نمیتوانیم و نباید نقش بسزای این قضیه در تشکیل روابط سالم و پرمعنا را تکذیب کنیم. اگر با کلام یا حرکت خود به فردی صدمه میزنیم، باید ناراحتی او برایمان مهم باشد تا درصدد جبران و از بین بردن دلخوری برآییم. در غیر این صورت قطعا نمیتوانیم روابط عمیق و عاطفی با دیگران برقرار کنیم. اما این اهمیت به افکار آدمها نباید همیشگی باشد!
منفعتهای اهمیتندادن به فکر دیگران
اولین تأثیر اهمیتندادن به فکر دیگران آسایش خیال و آزادی فکر است. دیگر منفعتهای آن عبارتاند از:
- هراس از قضاوت همیشه مانعی بزرگ برای انجامدادن کارهای ریزودرشت است. حتی نمیتوانیم خود واقعیمان باشیم. لباسی که میپوشیم، کلامی که به زبان میآوریم و هر کاری که انجام میدهیم امکان پذیر برای جلب رضایت دیگران باشد. با پارهکردن این طناب اسارت، راحتتر میتوانیم خود واقعیمان را اشکار کنیم.
- آرامآرام مقابله با اصرار همسالان برای انجام کارهای خطرناک و غیراخلاقی راحتتر میبشود.
- راحتتر میتوانیم به افراد نیازمند پشتیبانی کنیم و دایره مهربانی را گسترش دهیم.
- با تشکیل روابط مثبت و پشتیبانیگرانه زیاد تر حس امنیت میکنیم و عزتنفس خود را افزایش میدهیم.
نشانههای این که بیشتر از حد به فکر دیگران اهمیت میدهیم!
فراموش نکنید که همه نگرانیها و دغدغههای اطرافیان ما قیمت شنیدن و اهمیتدادن ندارند. اگر این چند نشانه را در خود میبینید، به نظرات دیگران زیاد تر از سلامت روان خود اهمیت میدهید:
- جواب شما به انتقاد همیشه «تحول» است فارغ از این که انتقاد چیست و از سوی چه فردی است.
- به دیگران اجازه میدهید برای شما تصمیم بگیرند.
- مرزهای شخصی ندارید.
- کمالگرا هستید.
- اگر با نظر دیگران ناموافق باشید، سکوت میکنید.
- اسایش شما وابسته به قبول دیگران است.
- مدام عذرخواهی میکنید، حتی وقتی که کار اشتباهی انجام ندادهاید.
- بهندرت نه میگویید.
چطور به فکر دیگران اهمیت ندهیم؟
تکتک لحظاتی که برای جلب نظر مثبت آدمها تلاش میکنیم، از خود واقعیمان دور و دورتر میشویم. اگر با این چنین مشکلی دستوپنجه نرم میکنید، بهپشتیبانی نکات و تمرینات این قسمت میتوانید اهمیت افکار دیگران را در ذهن خود به حداقل برسانید.
۱. بدانید چه مقدار ارزشمندید!
قیمتهایی که داریم، دلایل قرصومحکم اعمال ما می باشند. اگر بهخاطر نگه داری سلامتی خود غذاهای سالم و مقوی میخورید، بهخاطر علاقهای که به دوستان خود دارید با آنها زمان میگذرانید یا بهخاطر ارزشی که برای صداقت قائلید حاضر به افتراگویی نمیشوید، نباید به نظرات و افکار دیگران درمورد قیمتهای خود اهمیت بدهید. در واقع با ضمانت به قیمتهای خود مطمعنبهنفس کسب میکنید تا ذرهای به افکار دیگران اهمیت ندهید.
۲. اهداف مهم خود را جستوجو کنید
موثر که باشید، دیگر اصلا برای شما مهم نخواهد می بود که دیگران درمورد انتخابها، برتریها و سبک زندگیتان چطور فکر میکنند. مقصد هرچه باشد (راه اندازی خانواده، کارکردن و پولدرآوردن یا پیروزی در حوزهای خاص) مادامی که با قیمتهایتان همسو باشد، نظرات دیگران را کمرنگ و بیاهمیت میکند.
۳. بین اطرافیانتان چند آدم مهم انتخاب کنید
در محیط کار، مدرسه، خانواده و شبکههای اجتماعی روزانه با صدها و هزاران نفر در ارتباطیم که نظرات همه آنها نباید به یک اندازه برای ما مهم باشد. برای نگه داری اعتدال دور خود را با افرادی احاطه کنید که پذیرای خود واقعیتان می باشند و کوچکترین نشانهای از قضاوت در حرکت آنها نمیبینید. برای رشد فردی و اجتماعی میتوانید تا حد مشخصی به افکار و نظرات این افراد اهمیت دهید.
۴. از افراد قضاوتگر فاصله بگیرید
اگر از ربط با شخصی نهتنها انرژی مثبت دریافت نمیکنید، بلکه انگشت قضاوتش هم مدام بهسمتتان دراز است، هیچ اشکالی ندارد که به این رابطه خاتمه دهید! مسئولیت تصمیماتی که میگیرید همهوکمال بر مسئولیت شما است و جدا از چارچوب انتقاد سازنده، فردی اجازه قضاوتکردن ندارد. برای آنکه افراد سمی را از زندگی شخصی خود دور نگه دارید، حتما بین خود و این افراد یک مرز محکم بکشید!
۵. قضاوتگر نباشید
قضاوت نکنید تا قضاوت نشوید. دفعه بعدی که فکرتان بهسمت قضاوت دیگران رفت، مقداری مکث کنید و این انتقاد را با فکری خنثی یا مثبت جانشین کنید. برای مثال اگر میبینید همکار خودتان لباس نامناسبی پوشیده است که با سلیقه شما جور نیست، بهجای آنکه به تناسب لباس با اندام او فکر کنید، به خود بگویید: «چه مقدار خوب که اعتمادبهنفس کافی برای پوشیدن این چنین لباسی را دارد.»
۶. پذیرفتن انتقاد سازنده را بیاموزید
برخورد درست با انتقاد سازنده را بشناسید و از آن برای پیشرفت خود منفعت گیری کنید. در درجه اول اشتباهات خود را بدون حالت تدافعی بپذیرید و از فرد منتقد بخواهید برای بهبود حالت پیشنهادی بدهد یا راهنماییتان کند. اگر سخنهایش مبهم است، توضیح بخواهید و راحت درمورد آن سخن بزنید.
۷. بدانید آدمها آنقدر که فکر میکنید در فکر شما نیستند!
ما نمیتوانیم جلوی فکرکردن آدمها را بگیریم. هرطوری قدم برداریم، فردی هست که درموردمان فکر کند و نظر بدهد، اما نه به آن شدتی که فکر میکنیم! «آدمها به سردرد ساده خود زیاد تر از دیگران اهمیت خواهند داد.»
۸. چند روزی از شبکههای اجتماعی دور شوید

موقتا از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرید. هرچقدر زیاد تر از احوال زندگی مردم باخبر باشید، زیاد تر ذهنتان دچار این است که آنها درمورد زندگی شما چه فکری میکنند. نه عکسی ببینید، نه عکسی بگذارید، نه خبری بشنوید، نه خبری انتشار کنید. چند روز بیخبری مطلق بهترین راه برای اغاز عادت دلچسب کممحلی به افکار دیگران است.
۹. هیچزمان فکر فردی را نخوانید
یادتان باشد که سختگیرترین منتقد ما به گمان زیاد خودمان هستیم، اما قرار نیست هر تصوری را که درمورد خود داریم بپذیریم! بلکه باید این افکار منفی را تا حد امکان به چالش بکشیم. این درستترین مسیر رسیدن به خودآگاهی است. اگر فکر میکنید اطرافیان از شما یقینتر و توانمندترند، به خود یادآوری کنید که نه علت محکمی مبنی بر درستبودن این اندیشه دارید، نه قادرید درون سر آدمها را ببینید و واقعا بفهمید درموردتان چطور فکر میکنند! به این علت بهترین کار ممکن اجتناب از این افکار مزاحم است.
۱۰. به خودتان یادآوری کنید که قرار نیست همه را خوشحال نگه دارید!
آدمها همیشه موضوعی برای غرزدن و اعتراض اشکار میکنند! حتی اگر همه تلاشتان را به کار ببندید، نمیتوانید در آن واحد همه را راضی نگه دارید. بعد چرا اجازه دهید بر احساساتتان تاثییر بگذارند؟ چرا افکار و نظرات آنها خوب بودن یا نبودن شما را تعریف کند؟ میدانیم که گفتن راحتتر از عملکردن است. بااینحال باید با تمرین به خود بیاموزید که نمیتوانید دائما برای خوشحال نگهداشتن آدمها انرژی صرف کنید.
۱۱. قیاس و ناامیدی را کنار بگذارید

قیاس همیشگی خود با دیگران مسیر لغزندهای است که قدمگذاشتن در آن علتمیبشود حتی از دستاوردهای خود حس شرمندگی کنید. احتمالا فکر کنید «از دیگران عقب ماندهاید» یا دستکم آنها درمورد شما اینطور فکر میکنند! این مسئله را به خود یادآوری کنید که شما تنها فردی هستید که در مسیر زندگیتان حرکت کرده است و این مسیر با زندگی هیچکس قابلقیاس نیست.
۱۲. پذیرفتن خود را تمرین کنید
فارغ از افکار و نظرات دیگران، از خود سوال کنید «میخواهم چهفردی باشم؟»
از حالت جاری تا نقطه ایدئال ذهنی خود یک چشمانداز درازمدت بسازید و برای بسپارید که هر شخصیتی در هر برههای از زمان دارید، مورد قیمت و ستودنی است. درنتیجه اگر فردی در تصورتان از آینده دخالت میکند، فقط و فقط باید با مقصد حمایتاز شما و رسیدن به آن نقطه ایدئال باشد و لاغیر!
۱۳. خود را بابت اشتباهات ببخشید
حتی اگر تصمیم بد و اشتباهی بگیرید، ذرهای از ارزشتان کم نمیبشود. همه نادرست میکنند. بهجای آنکه همه فکروذکرتان را معطوف اشتباهات خود و فکر دیگران درمورد آن اشتباهات کنید، خود را ببخشید و از کنار آنها ساده عبور کنید. عبارات تأکیدی همانند «من لایق و مورد قیمت هستم» برای ازبینبردن نگرانیها و انجامدادن کارهای بزرگ زیاد مفیدند.
۱۴. از مشاور پشتیبانی بگیرید
آخرین راهکار سخن بگویید با مشاور و درمانگر است. این افراد به شما پشتیبانی میکنند تواناییهای روبه رو با انتقاد و افزایش اعتمادبهنفس را یاد بگیرید و بهپشتیبانی این تواناییها، کمتر به افکار دیگران اهمیت بدهید. حرکت درمانی شناختی (CBT) شیوه درست فکرکردن را به ما میآموزد و با تمرینات آن یاد میگیرید با بازخوردهای ناسالم و استرسهای غیرضروری چطور روبه رو شوید تا کمترین صدمه را ببینید.
در آخر
ما همه دوست داریم موردپسند و موردتأیید آدمهای اطرافمان باشیم. این پذیرفتن و قبول گیرندههای اکسیتوسین را در مغز فعال و حس امنیت را تحکیم میکند. اما اگر از حد بگذرد، نهتنها تاثییر مثبتی ندارد، بلکه ریشههای اضطراب و ضعفهای شخصیتی ریزودرشت را آبیاری میکند. به این علت ملزوم است همه ما با راه حلهای اهمیتندادن به افکار دیگران آشنا باشیم و با مرزگذاری صحیح، سلامت روان خود را قربانی جلب رضایت غریبه و آشنا نکنیم.
شما چه مقدار به نظرات و افکار دیگران اهمیت میدهید؟ در قسمت نظرات از تواناییهای خود برای ما بگویید.
[ad_2]
منبع


