[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی دیدانگار

کد خبر: 271237

تاریخ انتشار کردن: یکشنبه 29 مهر 1403 – 10:28

به نقل از بهداشت نیوز به نقل از مفدا، آیا تا به حال فردی به شما حرف های است که «دلواپس نباشید» یا این که «در نهایت همه چیز درست میشه»؟ واقعاً کمکی نمی‌کند، اینطور نیست؟ چطور فردی می‌تواند به من مطمعن دهد که بدترین اتفاق نمی‌افتد در حالی که قبلاً اتفاق افتاده است؟ ما خیال همدیگر را راحت می‌کنیم که «هیچ کس شما رو قضاوت نمی‌کنه» یا «به دلت بد راه نده، نتیجه آزمایش خوبه»، با این حال این کلمات خوش‌معنی، تمایل چندانی به مطمعن خاطر ما ندارند، چون به خوبی می‌دانیم که امکان پذیر اتفاقات بدی رخ بدهد، توسط دیگران قضاوت ‌شویم و همیشه این گمان وجود دارد که آزمایش نتیجه خوبی نداشته باشد.

ناکامی در کاری به این معنی نیست که شما یک ناکامی خورده‌اید

شخم زدن انرژی بی‌آخر در تلاش برای کنترل امور غیرقابل کنترل، همه ما را خسته و مضطرب نگه می‌دارد. حقیقت این است که نادیده گرفتن هراس‌ها چیزی از حقیقت کم نمی‌کند، بلکه آنها را پرقدرت می‌کند. اینها را “آنا مَدُر”روانشناس، در وبسایت گاردین می‌گوید:« بعد از سال‌ها مبارزه با اضطراب، تصمیم گرفتم روش متغیری را امتحان کنم و این دنیای من را تحول داد، به‌جای انجام هر کاری که می‌توانم برای دوری از حقایق ازردهکننده زندگی انجام دهم، به جستوجو پذیرفتن عمیق‌تر آنها بودم، از طریق منفعت گیری از این رویکرد، فهمید شدم که زور و قوت اضطراب دارد کمتر می‌بشود».

برخی از مردم من را دوست ندارند

طبق معمول زمان برنامه‌ریزی برای رفتن به مسافرت و تعطیلات به شهری، به نظر فردی که هیچ زمان حتی آن مقصد را از نزدیک ندیده مطمعن نمی‌کنید و به سراغ افرادی می‌روید که به این شهر زیاد سفر کرده‌اند یا در همان شهر مدتی اقامت داشته‌اند و از آنها راهنمایی می‌خواهید. این مثال را یادتان باشد تا سری سپس اگر از قضاوت فردی درمورد شما دچار نشخوارذهنی شدید، به این فکر کنید اگر آنها واقعاً شما را نمی‌شناسند، آیا برسی و قضاوت‌شان سزاوار این است که پهنای باند بسیاری در ذهن شما اشغال کند؟

قرار است ناکامی بخورم

اگر فردی هستید که از ناکامی خوردن در کارها می‌ترسید، یا فهمید شدید که منتقد درونی شما وقتی که چیزی انچه که می‌خواستید پیش نرفت، فعال می‌بشود، از خود سوال کنید که آیا انتظارات شما واقع بینانه بوده است یا خیر؟ به یاد داشته باشید، ناکامی در چیزی به این معنی نیست که شما یک ناکامی‌خورده‌ و بازنده‌اید، بلکه فقط به این معنی است که آن‌چیز طوریکه انتظار داشتید پیش نرفت، یا انتظارات شما زیاد بالا می بود و اتفاقی خارج از کنترل شما افتاد، یا مسئله‌ای زیاد مهم؛ این که ما انسان هستیم و بعضی اوقات مرتکب نادرست می‌شویم.

زندگی منصفانه نیست

ما می‌توانیم در گوی‌های منحنی زندگی، بی‌عدالتی موقعیت‌هایی را ببینیم که در اطرافمان اتفاق می‌افتد، با وجود این حقیقت که زندگی ذاتاً منصفانه نیست، مهم است که به جستوجو انصاف باشیم ولی باید بپذیریم در این جهان همه چیز اتفاق می‌افتد و امکان پذیر نسبت به آدمها بی‌رحم و خشن باشد، اتفاقات بد برای آدم‌های خوب می‌افتد، جنگ هست و آدم‌ها همدیگر را آزار خواهند داد؛ اما حس این که قربانی بی‌عدالتی زندگی هستیم می‌تواند ما را در باتلاق زندگی گیر بیندازد و بی انگیزه نگه دارد. همانطور که می‌پذیریم زندگی منصفانه نیست، انرژی خود را برای قدمهایی حتی کوچک و نزدیک شدن به مقصد مورد نظرمان برمی‌داریم.

به افرادی که دوستشان دارم صدمه خواهم زد

آه از زمان‌هایی که سخن‌هایمان را بلعیدیم و حقیقت هایی که از هراس صدمه‌زدن به مردم نگفتیم. قضیه این است که ما فکر می‌کنیم با دوری و اجتناب از گفتگوهای صادقانه و رک( یقیناً بعضی اوقات اوقات دشوار)، از روابط مورد قیمت خود محافظت می‌کنیم. این مسئولیت شما است که اصالت داشته باشید و تا جایی که می‌توانید این کار را با مهربانی انجام دهید، اما نمی‌توانید کنترل کنید که فردی چطور به این صداقت جواب دهد. یک رابطه خوب می‌تواند در برابر مرزهای سالم و مکالمات دشوار مقاومت کند.

نمی‌توانم همیشه به طور کامل وجود داشته باشم

ما تشویق می‌شویم که در زندگی روزانه‌مان زیاد تر مواظب باشیم، اما این می‌تواند سختی بیشتری تشکیل کند. ذهن ما برای جهش بین آگاهی از قبل، حال و آینده تشکیل شده است. به جای حس گناه برای عدم وجود کافی، در اینجا یک پیشنهاد وجود دارد. هرازگاهی مکث کنید، به اطراف نگاه کنید و بگذارید چشمانتان به چیزی قشنگ، دلنشین یا دلنشین دقت کند. استنشاق کنید و آنچه را که در اطراف شما می‌گذرد را بپذیرید. اکنون، همانطور که به روز خود فکر می‌کنید، که امکان پذیر در تیرگی شلوغ قبل باشد، این لحظات با شما می‌همانند.

مردم مرا نادرست می‌فهمند

وقتی‌که علیرغم تلاش برای گفتن خود، فردی شما را نمی‌فهمد و فهمیدن نمی‌کند می‌تواند دردناک باشد و احتمالا حس تنهایی و انزوا کنید. در نظر بگیرید که امکان پذیر دوستان‌تان چه افرادی باشند و روی آنها اندوخته گذاری کنید. این روابط، برداشتن قدم‌هایی برای صادق بودن با افرادی است که با آنها حس امنیت کرده و از آنها مراقبت می‌کنید. پرورش روابط دوستی به این معنی است که سختی و اهمیت گرفتن از دیگران را از بین می‌برد.

به قدر کافی خوب نیستم

برای زیاد از ما پیش آمده لحظاتی حس ناکافی بودن به سرمان بزند ولی این تفکر در زیاد تر وقتها حقیقت ندارد، یکی از دلایل ناکافی بودن این است که سطح انتظاری که برای ما تعیین شده یا خودمان تعیین کرده‌ایم زیاد زیادتر از توان‌مان بوده و به تنهایی زورمان نمیرسد! اصلاح کردن نوار انتظار و توقعاتی که برای جواب دادن به نیازهای افراد انجام می‌بشود، علتمی‌بشود دریابید که آنقدرها هم اوضاع بد نبوده است!

من میدونم، الان اتفاق بدی می‌افتد

اضطراب می‌تواند علتبشود حس کنید در اتاق انتظاری پر از اتفاقات بد هستید، به این معنی که نشاط، ماجراجویی و استراحتی را که برای آن وجود دارد را در زندگی از دست می‌دهید. سری سپس که حس کردید موجی از اضطراب بر شما می‌پیچد، یا خود را در حال نشخوار فکری در رابطه بدترین سناریوها می‌بینید، این را به یاد بیاورید که شما تا بحال از پل‌های چالشی بسیاری عبور کرده‌اید و جان سالم به در برده‌اید بعد اگر اتفاقی هم بیفتد از بعد آن برمی‌آیید.

افرادی را که دوستشان دارم از دست خواهم داد

این هراس و اضطراب بزرگ است، اینطور نیست؟ محرک کابوس‌ها و مضمون بدترین سناریوهای ما. اگر هراس شما برای از دست دادن، سایه‌ای بر لذت بردن شما از روابطی که دارید تشکیل می‌کند، به جستوجو داستان افرادی باشید که در غم سالم سفر کرده‌اند و راه‌هایی برای ساختن زندگی خود یافته‌اند. با دوستانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند و تا این مدت در حال زندگی و پیشرفت می باشند سخن بگویید کنید.

من دارم میمیرم

هنگامی آگاهی ملایمی از محدودیتهای زندگی در ذهن داشته باشید، می‌تواند شما را ترغیب کند که کاملتر و مطابق با ارزشهای خود زندگی کنید. آنا می‌گوید:« هنگامی به آخر عمرم می‌رسم، می‌خواهم خوشحال باشم که روابطم را در برتری قرار داده‌ام و چیزهای کوچک را تحت‌الشعاع قرار نداده‌ام، به این علت این علتمی‌بشود که اکنون مطابق با آن قیمت زندگی کنم. شما چطور؟» عمیقاً می‌دانیم که اینها حقیقت هایی می باشند که هیچ یک از ما نمیتوانیم از آنها فرار کنیم، و هر چه فضای ذهنی کمتری را هراس مصرف کند، فضای بیشتری برای نشاط و اصالت تشکیل خواهید کرد .یک ضرب المثل آفریقایی وجود دارد که می گوید: «هنگامی مرگ تو را اشکار کرد، باشد که تو را زنده بیابد.» من نمی خواهم نیمه عمری داشته باشم که هراس از ناکامی یا اتفاقات بد اتفاق بیفتد، می‌خواهم بدون استرس زندگی کنم.

دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار

مقالات تکنولوژی

مقالات آموزشی

سلامت و تندرستی

[ad_2]